الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

158

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آيه مورد بحث دليل بر هيچيك از اين اقوال نمىتواند باشد ، ولى آيات متعددى كه مىگويد در پايان دنيا همه مىميرند نشان مىدهد كه زنده ماندن « يونس » يا زنده ماندن ماهى تا روز قيامت ممكن نيست ، لذا از ميان اين تفسيرهاى سه گانه تفسير سوم نزديكتر به نظر مىرسد ( 1 ) . اين احتمال نيز وجود دارد كه اين تعبير كنايه از مدت طولانى باشد يعنى تا مدتى طولانى در اين زندان باقى مىماند ، چنان كه اين تعبير را در موارد مشابه آن نيز مىگويند كه تا قيامت بايد در انتظار فلان مطلب بمانى . ولى فراموش نكنيم كه اينها همه در صورتى تحقق مىيافت كه او تسبيح و توبه را ترك مىگفت ، ولى چنين نشد او در سايه تسبيح پروردگار مشمول عفو خاصش شد . سپس همانگونه كه قرآن مىگويد : « ما او را در يك سرزمين خشك و خالى از درخت و گياه افكنديم ، در حالى كه بيمار بود » ( * ( فَنَبَذْناه بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ) * ) . ماهى عظيم در كنار ساحل خشك و بىگياهى آمد ، و به فرمان خدا لقمه اى را كه از او زياد بود بيرون افكند ، اما پيدا است اين زندان عجيب سلامت جسم يونس را بر هم زده بود ، بيمار و ناتوان از اين زندان آزاد شد . درست نمىدانيم يونس چه مدت در شكم ماهى بود ، ولى مسلم است هر چه بود نمىتوانست از عوارض آن بر كنار ماند ، درست است كه فرمان الهى صادر شده بود كه يونس هضم و جذب بدن ماهى نشود ، اما اين بدان معنى نبود كه آثارى از اين زندان را به همراه نياورد ، لذا جمعى از مفسران نوشته‌اند كه او به صورت

--> ( 1 ) قابل توجه اينكه مفسر بزرگ مرحوم « طبرسى » كه معمولا اقوال مختلف را ذيل آيات جمع مىكند در اينجا تنها به همين يك احتمال قناعت مىكند و مىگويد : لصار بطن الحوت قبرا له الى يوم القيامة : « شكم ماهى تا روز قيامت قبر او مىشد » .